سرنوشت (نه اون سرنوشت ها / به جای پانوشت ) :
1 - نمی دونم بگم این نوشته ها رو چطوری بخونید که همون لحنی در بیاد که من باهاش نوشتم !
ولی فکر کنم اگه ندا و منادا بخونید درست بشه !!
2 - اصلا ً نپرسید چرا و برای چه کسی نوشتمش ، چون خودمم نمی دونم !
فقط دلم گرفته بود . همین .
3 – شرمنده اگر زیادی بی وزن و قافیه شده !
همینه دیگه . تحمل کنید .
4 – یکی نیست بگه خب با این همه مشکلات و اشکالات ، خب چرا داری می ذاریش اینجا !
خب دلم خواست . بازم همین .
۵ - با احساس بخونیدشا ! 
.......................................................
سلطان آسمان دلم
که توئی !
مملوک مملکت عشق
که منم !
داستان واره های عاشقانه ، که برای توست !
آن رنج بی انتهای جنون ، که آن ِ من است !
هر لحظه مستی و طرب و نور ، که توراست !
اینها همه بی تابی و تب و شور که مراست !
آخر کجا ، کی ، به کدامین زمان و مکان ؟
با من بگو ، چگونه ، چرا ، تا کی انتظار ؟
چشم انتظار لحظه ی آمدنت خواهم مُرد
آن یاس ارغوانی صبور ، اندر غمت فسرد
دیگر نمی دارم از تو چشم امید
آخر ازین همه غصه و غم ، خواهم مُرد .
|